محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

237

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ساختار ادبى راعني : فاعل آن حذف شده است و « أي شىء » يا « أي رايع » در تقدير است . و الناس : « و » حاليه است . إليّ : متعلق به محذوف و حال از « الناس » است ( متزاحمين إليّ ) . مجتمعين : حال دوم براى « الناس » است . بلى ! : حرف جواب كه نفى پيش از خود را باطل مىكند . در اين جا ، فعل « لم يسمعوا » را باطل كرده است . أما : حرف آغاز . شرح و تفسير ( فما راعني إلّا و الناس كعرف الضبع إليّ ، ينثالون عليّ من كلّ جانب ، حتّى لقد وطئ الحسنان و شقّ عطفاي ، مجتمعين حولي كربيضة الغنم ) مسلمانان از عثمان و عملكرد او خشمگين و خواستار آن شدند كه در رفتارهايش تغيير داده ، عدالت پيشه كند و در حقوق خداوند از كسى جانبدارى نكند و به سخن مروان و ديگر افراد مغرض و هواپرست ، گوش نسپارد ؛ ليكن عثمان در برابر اطرافيان و خويشانش ، سستى نشان داد . سرانجام بسيارى از او خواستند تا از خلافت كنار بنشيند و چون سرباز زد ، بر او شوريده ، او را كشتند . طبيعى بود كه برخى از مرگ او اندوهگين شود و آنان كسانى بودند كه از او و خلافتش بهره‌مند مىشدند و منافعشان در تداوم خلافت عثمان بود . گروهى ديگر نيز خشنود شدند كه طلحه و زبير از سرشناس‌ترين آنها بودند . مورخان نوشته‌اند : « طلحه كه به جانشنى پس از عثمان چشم داشت ، شورشيان را